![]() |
![]() |
|
| کار ناتمام را تمام کن |
|
۲شنبه
دلم تنگ بود
پر از جنگ بود همه چشمها جز دو گیلاس درشت تو چه بی رنگ بود غم همیشه خفته در میان پر ز آ هنگ بود من منگ تر از رود گنگ بی حواس از درنگ بود به هر نقطه کردم نگاه همه تهی وعبای تو را فقط رنگ بود آن پنج شنبه روز تو و این دوشنبه روز من بود. شووان (اگر دروغی راست بود کار خدا درخواست بود) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 4:19 بعد از ظهر توسط دلریخته |
|
|
۵شنبه
در آغوشش گرفتم گفت مردم چه لذتها که از آغوش تو بردم شبی دیگر در آغوشی دگر بود خایا کاش کمتر می فشردم هنوز هم دارم از او خبرها شب و روزش شده لمس بدنها ولی در نزد این راوی بیدار همیشه عاشقست چون سپیدار شووان
میلاد شوان هم ۵شنبه شد خدا رو شکر فکرش مبتلا نشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:7 قبل از ظهر توسط دلریخته |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هوای دونفره ما
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
| پیوندها |
|
شوره زار شویراد بهزاد بلو جاز فرشته تاریکی شراگین مانا ترنج هاله پری زورتاک سارای براي تو تلنگر |
|
RSS
|